تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

استجابت دعای زن و شوهر (جالب)

نویسنده پیام
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 427
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
استجابت دعای زن و شوهر (جالب)
زن و شوهری بعد از سالیانی که از ازدواجشون می گذشت در حسرت داشتن فرزند به سر می بردند. با هرکسی که تونسته بودند مشورت کرده بودند اما نتیجه ای نداشت، تا این که به نزد کشیش شهرشون رفتند.
پس از این که مشکلشون رو به کشیش گفتند، او در جواب اون زوج گفت: ناراحت نباشید من مطمئنم که خداوند دعاهای شما رو شنیده و به زودی به شما فرزندی عطا خواهد نمود. با این وجود من قصد دارم به شهر رم برم و مدتی در اون جا اقامت داشته باشم، قول می دهم وقتی به واتیکان رفتم حتما برای استجابت دعای شما شمعی روشن کنم.
زوج جوان با خوشحالی فراوان از کشیش تشکر کردند. قبل از این که کشیش اون جا رو ترک کنه، بازگشت و گفت: من مطمئنم که همه چیز با خوبی و خوشی حل می شه و شما حتما صاحب فرزند خواهید شد. اقامت من در شهر رم حدود 15 سال به طول خواهد انجامید، ولی قول می دم وقتی برگشتم حتما به دیدن شما بیام.
15 سال گذشت و کشیش دوباره به شهرش بازگشت. یه نیمروز تابستان که توی اتاقش در کلیسا استراحت می کرد، یاد قولی افتاد که 15 سال پیش به اون زوج جوان داده بود و تصمیم گرفت یه سری به اونا بزنه .پس به طرف خونه اونا به راه افتاد. وقتی به محل اقامت اون زوجی که سال ها پیش با او مشورت کرده بودند رسید زنگ در را به صدا در آورد.
صدای جیغ و فریاد و گریه چند تا بچه تمام فضا رو پر کرده بود. خوشحال شد و فهمید که بالاخره دعاهای این زوج استجابت شده و اونا صاحب فرزند شده اند.
وقتی وارد خونه شد بیشتر از یه دوجین بچه رو دید که دارن از سر و کول همدیگه بالا میرن وهمه جا رو گذاشتن رو سرشون و وسط اون شلوغی و هرج و مرج هم مامانشون ایستاده بود.
کشیش گفت: فرزندم! می بینم که دعاهاتون مستجاب شده... حالا به من بگو شوهرت کجاست تا به اون هم به خاطر این معجزه تبریک بگم.
زن مایوسانه جواب داد: اون نیست... همین الان خونه رو به مقصد رم ترک کرد.
کشیش پرسید: شهر رم؟ برای چی رفته رم؟
زن پاسخ داد: رفته تا اون شمعی رو که شما واسه استجابت دعای ما روشن کردین خاموش کنه

مطالب مشابه ...







استجابت دعای زن و شوهر (جالب)

۸-۱۰-۱۳۹۰ ۱۰:۵۷ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر
 سپاس شده توسط ♔ αϻἰг κнаη ♔ ، aylin ، نیاز ، reza
موضوع بسته شده است 

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  حکایت های جالب و خواندنی ta.soltani 3 174 ۱۷-۴-۱۳۹۴ ۰۸:۱۳ صبح
آخرین ارسال: ta.soltani
5 داستان جالب استجابت دعا yasaman76 1 1,743 ۱-۴-۱۳۹۴ ۱۰:۰۲ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  داستان جالب شمع قرمز... @Autumn@ 1 577 ۱۰-۸-۱۳۹۳ ۱۰:۵۶ عصر
آخرین ارسال: ta.soltani
  داستان جالب خر دانا... @Autumn@ 0 547 ۱۰-۸-۱۳۹۳ ۰۸:۲۲ عصر
آخرین ارسال: @Autumn@
  دعای مادر... farzad 0 74 ۱۶-۴-۱۳۹۳ ۰۳:۰۳ عصر
آخرین ارسال: farzad
Star نامه جالب دختر 4 ساله ای به خدا و جواب جالب آن+ عکس *بی دل* 1 305 ۲۳-۱۱-۱۳۹۲ ۰۳:۱۵ صبح
آخرین ارسال: لاله
  داستان خواندنی و جالب با عنوان معلم neda 0 117 ۱۶-۹-۱۳۹۲ ۰۸:۲۴ عصر
آخرین ارسال: neda
  داستانک جالب و خواندنی زن باهوش Malihe 3286 0 150 ۱۱-۶-۱۳۹۲ ۰۹:۲۴ عصر
آخرین ارسال: Malihe 3286
  ماجرای جالب مردی که به هیچ صورت نمرد ! persian_girl 0 110 ۹-۶-۱۳۹۲ ۰۲:۲۸ صبح
آخرین ارسال: persian_girl
  داستان کوتاه جالب persian_girl 0 110 ۱۹-۵-۱۳۹۲ ۰۳:۵۲ عصر
آخرین ارسال: persian_girl

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان