تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

آفرينش مادر

نویسنده پیام
  • خاطره بانو
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 10,850
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 414
  • تحصیلات:لیسانس
  • علایق:پياده روي - موزيك
  • محل سکونت:تهران
  • سپاس ها 19538
    سپاس شده 15295 بار در 6555 ارسال
  • امتیاز کاربر: -152,327$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
Star آفرينش مادر
خداوند ششمین روز اضافه کاری اش را پشت سر می گذاشت که مادر را افرید.فرشته ای ظاهر شد و گفت:"خداوندا چرا این همه زمان صرف این مخلوق می کنید؟" خدا پاسخ داد:"مگر برچسب روی ان را نخواندی؟" کاملا قابل شستشوست با این حال کش نمی اید دارای دویست قسمت متحرک است که همگی قابل تعویضند قابلیت کار کردن با ته مانده غذا و قهوه تلخ را دارد دارای زانوانی است که هم زمان سه کودک میتوانند سرشان را روی ان بگذارند بوسه اش درمان هر دردی است.از زانوی خراشیده تاقلب شکسته علاوه بر این مادر شش دست دارد.
فرشته از ملزومات این خلقت حیرت کرد. گفت:"شش دست!غیر ممکن است." خدا پاسخ داد:"این که چیزی نیست.مادر باید سه جفت چشم داشته باشد." فرشته پرسید:" ایا این مدل استاندارد است؟" خدا تصدیق کرد:"همین طور است.یک جفت چشم برای انکه از لای در بسته نگاه کند تا ببیند بچه ها چه میکنند حتی اگر از قبل بداند.یک جفت چشم هم برای دیدن چیزهایی است که دانستنش برای او واجب است.و اما سومین چشم را اینجا جلوی سرش گذاشتم تا با نگاه کردن به فرزند خطاکارش بی انکه کلمه ای بیاورد به او بفهماند که درکش میکند و دوستش دارد." فرشته کوشید خداوند را از ادامه کارش منصرف کند.گفت:"این همه کار برای یک روز زیاد است.حالا دست نگه دارید فردا تمامش کنید." خدا مخالفت کرد:"نه نمی توانم.چیزی نمانده که افرینش موجودی که این همه به قلبم نزدیک است را به پایان برسانم. موجودی که هنگام بیماری خودش را درمان میکند و کودک 9 ساله ای را وادار به حمام کردن میکند." فرشته نزدیک تر امد و زن را لمس کرد. "خداوندا اما این مخلوق خیلی لطیف است." خدا تایید کرد:"در ضمن لطیف بودن قوی هم هست. نمیدانی چه کارهایی میتواند انجام دهد و یا چه چیزهایی را میتواند تحمل کند." فرشته پرسید:فکر هم میکند؟" خدا پاسخ داد:"نه تنها فکر میکند بلکه قادر به استدلال و بحث و گفت و گو هم هست." انوقت چیزی توجه فرشته را به خود جلب کرد دستش را دراز کرد تا گونه زن را لمس کند. "وای انگار چکه میکند.من که گفتم بیش از حد به این مدل پرداخته اید." خداوند به اعتراض گفت:"چکه نیست اشک است." فرشته گفت:"اشک برای چه؟" "به وسیله اشک او شادی و اندوه ناامیدی و رنج تنهایی و غصه واحساس غرورش را ابراز میکند. فرشته تحت تاثیر قرار گرفت. "خداوندا شما نابغه اید.برای این مورد فکر همه چیز را کرده اید حتی اشک هم برایش افریده اید." خدا به فرشته لبخندی زد و گفت: "متاسفم باز هم اشتباه کردی. من زن را افریدم اما این زن بود که اشک را خلق کرد."


مطالب مشابه ...


زاده شده تیر مغرور است
نمی گوید دوستت دارم تا زمانی که مطمئن شود او نیز دوستش دارد

اما همینکه مطمئن شد، غرورش مالامال به عشقی دست نیافتنی تبدیل می شود

آفرينش مادر

(آخرین ویرایش در این ارسال: ۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۲:۳۷ عصر، توسط گلچین جاویددوست.)
۷-۶-۱۳۹۰ ۰۵:۳۵ صبح
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر
 سپاس شده توسط reza ، گلچین جاویددوست ، ღمژگانღ
  • گلچین جاویددوست
    آفلاین
  • مدیر بازنشسته
    ****
  • ارسال‌ها: 12,853
  • تاریخ عضویت: دي ۱۳۹۰
  • اعتبار: 426
  • تحصیلات:فوق دیپلم
  • علایق:طراحی-کنده کاری-کتاب
  • محل سکونت:ارومیه
  • سپاس ها 16996
    سپاس شده 25772 بار در 9341 ارسال
  • امتیاز کاربر: -348,159$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #2
RE: آفرينش مادر
زبیا بود مرسی...........................................
آفرينش مادر

۳۰-۱۰-۱۳۹۰ ۰۲:۳۹ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر
 سپاس شده توسط ღمژگانღ
موضوع بسته شده است 

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  یه مادر منتظر اومدن پسرشه sea girl 0 107 ۵-۱۰-۱۳۹۳ ۱۲:۵۶ عصر
آخرین ارسال: sea girl
  مادر navid 2 266 ۲۵-۱۰-۱۳۹۰ ۰۸:۴۹ عصر
آخرین ارسال: persian_girl

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان