تبليغات
تبلیغات در دانشجو کلوب محک :: موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان ::
جستجوگر انجمن.براي جستجوي مطالب دانشجو کلوپ مي توانيد استفاده کنيد 
برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

آزمايش بر روي سيستم عصبي اتونوم

نویسنده پیام
  • ♔ αϻἰг κнаη ♔
    آفلاین
  • مدیرکل  سایت
    *******
  • ارسال‌ها: 16,105
  • تاریخ عضویت: تير ۱۳۹۰
  • اعتبار: 1090
  • تحصیلات:زیر دیپلم
  • علایق:مبارزه
  • محل سکونت:ایران زمین
  • سپاس ها 34951
    سپاس شده 49155 بار در 13535 ارسال
  • امتیاز کاربر: 551,587$
  • حالت من:حالت من
ارسال: #1
آزمايش بر روي سيستم عصبي اتونوم
آزمايش بر روي سيستم عصبي اتونوم
سيستم عصبي اتونوم يك شبكه عصبي وسيع است كه نقش اصلي آن تنظيم محيط داخلي توسط كنتبف هموستاز و فعاليت‌هاي احشايي است. با وجودي كه اكثر فعاليت‌هاي سيستم اتونوم خارج از كنترل اداري مي‌باشند، عواطف و ورودي‌هاي سوماتولنسوري بطور قابل توجهي سيستم اتونوم را تحت تأثير قرار مي‌دهند. با بررسي تغييرات برجستة وازوموتور و سودوموتور پس از آسيب تروماتيك به اعصاب، اين كه سيستم اتونوم نقش مهمي در تعديل و درك درد دارد مدتها قبل شناخته شده بود. با وجود شك و ابهامي كه در رابطه با اهميت نقش سيستم عصبي سمپاتيك در ايجاد و تداوم درد وجود دارد، متخصصان درد هميشه در جستجوي وسايل و راههايي براي مطالعه و بررسي سيستم اتونوم بوده‌اند.
آناتومي
سيستم اتونوم در هر سطحي از سيستم عصبي داراي اجزاء مختلفي مي‌باشد.
جزء مركزي كه به نام شبكة‌ مركزي اتونوم(CAN) نيز شناخته مي‌شود شامل مناطق مختلفي از مغز مي‌باشد.
اينسولا بدليل ارتباطاتي كه با هيپوتالاموس،‌ تالاموس، هسته پارابراكيال و NTS
دارد،‌ به نظر يك منطقه حياتي حسي حركتي احشايي است.
تحريك و فعال شدن قشر اينولا باعث بروز هيپرتانسيون، تاكيكاري، ايستادگي موها ، گشادي مردمكها و ترشح بزاق شده و فعاليت دستگاه گوارش را نيز تغيير خواهد داد. تحريك كورتكس پري فرونتال مياني كه داراي ارتباطات گسترده‌اي با آميگدال، هيپوكامپ، تالاموس، هيپوتالاموس،‌ هستة پارابراكيال و NTS مي‌باشد باعث بروز براديكاري و افت فشار خون شده و ترشحات دستگاه گوارش را تعديل مي‌نمايد.
هيپتوتالاموس مهم ترين ارگان سيستم اتونوم بوده و تمام فعاليت‌هاي حياتي بدن را كنترل كرده و سيستم‌هاي غدد درون‌ريزي و اتونوم را نيز منسجم نگه مي‌دارد.
اين جا منطقه‌اي است كه جهان بيرون با دنياي درون ارتباط پيدا مي‌كنند. آميگدال، كه در بين كورتكس، هپيوتالاموس و نواحي مزنسفال قرار دارد‌،‌ نقش مهمي در همراه كردن احساسات با محرك‌هاي مختلف و ايجاد پاسخ‌هايي دارد كه شامل تعديل فعاليت اتونوم مي‌شوند.
در سطح مزنسفال، هسته پارابراكياليس و PAG نواحي تقويت تكميلي مي‌باشند. PAG نيز از جمله مناطق مهم و حياتي در كنترل و تعديل درد است. نواحي ساقة مغزي اصل النخاع كه اكثر فعاليت‌هاي رفلكسي و اتوماتيك قلبي تنفسي را كنترل مي‌كنند عبارتند از بدولاي ونترولترال و NTS. ارگانهاي دور بطني با احساس و تشخيص تغييرات هومرال در تعديل فعاليت اتونوم شركت مي‌كنند.
اجزاء‌ محيطي سيستم انوم عبارتند از سيستم‌هاي عصبي سمپاتيك و پاراسمپاتيك. نورون‌هاي پيش گانگليوني سيستم سمپاتيك در ستون بينابيني خارجي نخاع قرار داشته و اكسونهاي آنها در گانگليونهاي پري وربترال و پاراوربترال سيناپس كرده و فيبرهاي پس سيناپسي نسبتاً مسيرهاي طولاني را جهت عصب‌دهي به ارگانهاي هدف خود طي مي‌كنند.
سيستم سمپاتيك بسيار گسترده و منتشر است و توانايي توليد پاسخ‌هاي عظيم توسط تحريك ترشح اپي نفرين از قشر غده فوق كليوي را دارد. اين بعلت نسبت بالاي فيبرهاي پس گانگليوني به پيش گانگليوني و نيز فيبرهاي پس گانگليوني بلند و طولاني است. نورون‌هاي پيش سيناپسي پاراسمپاتيك تشكيل گروههاي هسته‌اي ساكرال و كردينال را مي‌دهند. سيستم عصبي پاراسمپاتيك بطور انتخابي فعاليت مي‌كند زيرا اكسونهاي پيش گانگليوني در گانگليونهايي سيناپس مي‌كنند كه بسيار نزديك به ارگان‌هاي هدف بوده و همچنين نسبت فيبرهاي پس گانگليوني به پيش گانگليوني در اين سيستم بسيار كمتر از سسيتم سمپاتيك است. معمولاً دو سيستم سمپاتيك و پاراسمپاتيك اعمال مخالف هم دارند، اما در ارگانهاي معدودي آثارشان با هم تشديد مي‌شود.
نوروترنسميترها
استيل كوليس (Ach) نوروترنسميتر كلاسيك فيبرهاي پيش گانگليوني در هر دو سيستم عصبي سمپاتيك و پاراسمپاتيك است. فيبرهاي پس گانگليوني سمپاتيك نوراپي نفرين (NE) ترشح مي‌كنند. به جز فيبرهاي سودوموتور كه استيل كولين ترشح مي‌كنند. نورون‌هاي پس عقده‌اي پاراسمپاتيك همگي استيل كولين ترشح مي‌كنند.
در اعصابي كه در سطوح مختلف CAN، نخاع، و همچنين پايانه‌هاي پيش و پس عقده‌اي وجود دارند و محتوي Ach و يا NE مي‌باشند نوروپيتيدها و نوروترنسميترهاي شناخته شده ديگري نيز وجود دارند. آنها نقش مهمي در فعاليت احشايي و همچنين فعاليت‌هاي منسجم متعددي از جمله شناخت، درد و يا حركت ايفا مي‌نمايند. شايع ترين اين مواد عبارتند از: كلرسيستوكسين (CCK)، ماده (SP) P، سوماتوستانين، انكفالين‌ها، نوروكينين‌ها، نيتريك اكسيد (NO)، پيتيد وازواكنيو روده (VID)، نوروپيتيد (NPY) Y ، سروتونين (S-HT) و پيتيد مربوط به ژن كلسي تونين (CGRP) ، در سطح احشايي، پورين‌ها، پروستاگلاندين‌ها، و پتيدهاي ديگري (مانند نيورفين‌ها) نيز وجود دارند.
بررسي باليني
بخاطر تعدد فعاليت بررسي كامل سيستم اتونوم كار بسيار پيچيده‌اي است. هر رشته تخصصي با ابداع مجموعه تستهاي متناسب به بررسي فعاليت‌هاي در ANS پرداخته است كه به آن شاخه تخصصي مرتبط‌تر بوده‌اند. آزمايش ANS بيشتر توسط متخصصان قلب، گوارش، ادراري و غدد داخله انجام مي‌پذيرد. شركت متخصصان درد و يا اعصاب بطور مستقيم در ابداع روش‌هايي جهت بررسي بيماران دچار اختلال ANS، اخيراً شروع شده است.
نظر به اين كه فيبرهاي پس عقده‌اي بدون ميلين مي‌باشند، نمي‌توان آنها را با روش‌هاي متداول نوروفيزيولوژيك مانند مطالعات انتقال عصبي واكتروميوگرافي مستقيماً مورد آزمايش قرار داد. بهمين دليل تنها راه حل مطالعه غير مستقيم آن هم از طريق پاسخ‌هايي كه بطور رفلكسي به مخزنهايي مناسب ايجاد مي‌شوند، مي‌باشد. تا چندي پيش آزمايشات اتونوم فقط در مراكز تخصصي معدودي ارايه مي‌شدند.
امروزه تجهيزات لازم جهت بررسي و اندازه گيري غير تهاجمي پارامترهاي قلبي – ريوي و گردش خوني و نيز اندازه‌گيري ميزان توليد عرق بطور تجارتي در دسترس قرار دارند. با اين حال هزينه ايجاد يك آزمايشگاه در حدود 000/66 دلار بوده و مسأله بازگشت سرمايه نيز معضل مهمي است. آزمايش ANS معمولاً زمان‌گير بوده و در هر بيمار يك ساعت طول مي‌كشد. اضافه بر اين، متخصصان و تكنسين‌هاي مجرب و با تجربه در امر تفسير نتايج بسيار اندك مي‌باشند. ايجاد راحتي حداقل رساندن آرتيفكت‌هاي ناشي از دردهاي ضروري است.
داروها مي‌توانند تأثير زيادي روي نتيجة آزمايش ANS گذاشته و علت شايعي در بروز نتايج غير طبيعي مي‌باشند. بيماران بايد سه ساعت قبل از انجام آزمايش از مصرف هرگونه كافئين، نيكوتين و الكل پرهيز نمايند. تمام داروهايي كه خواص آنتي كونيرژيك و يا آدرنرژيك دارند بايد 48 ساعت قبل از تست قطع شوند. (جدول 1). در بين داروهايي كه شايع در درد مصرف مي‌شوند، داروهاي ضد افسردگي سه حلقه داراي حداكثر خواص آنتي كونيرژيك بوده و مي‌توانند باعث اختلال در انتقال آدرنژيك نيز شوند. ضد افسردگي‌هاي مهار كننده انتخابي برداشت سروتونين (SSR1) را مي‌توان ادامه داد اما مواد مخلوطي مانند وفلافكسين و ترازودون بايد قطع شوند. داروهاي معرفي جهت كنترل تهوع (مانند كلريروپازين) داراي خواص آنتي كونيترژيك خفيف بوده و ممكن است خواص آنتي آدرنرژيك نيز داشته باشند. بعضي داروهاي آرامش بخش با خواص آنتي هيستاميني (ديمن هيدرامين) ممكن است مانند آنتي كونيرژيك‌هاي ضعيف عمل كنند و بهتر است كه در صورت امكان قطع شوند. موادي كه توانايي تغيير انتقال آدرنرژيك را دارند در رژيم‌هاي كنترل درد استفاده مي‌شوند. علاوه بر آثار واضح بتابلوكولي و آلفابلوكرهاي با تأثير محيطي، مواد با فعاليت مركزي اي مانند كلونيدين نيز مي‌توانند بطور قابل توجهي آزمايشات را تغيير دهند. با ربيتوراتها كه در سندرم‌هاي درد مركزي كاربرد دارند، داراي خواصي آنتاگونيستي بتا آدرنرژيك هستند كه اكثراً مورد توجه قرار نمي‌گيرد. اما اين خواص در شرايط خاصي مانند اختلالات ناشي از كاهش تحمل ارتوستاتيك از نظر باليني نيز مشهود مي‌باشند. بلوك كننده‌هاي كانال كلسيم مي‌توانند بررسي‌هاي قلبي و همچنين بررسي‌هاي فعاليت وازوموتور را تغيير دهند. داروهاي NSAID و استروئيدها نيز باعث تغيير حساسيت ديواره عروق شده و در صورتي كه هدف از انجام آزمايشات عدم تحمل ارتوستاتيك باشد بهرت است كه قطع شوند. بعضي شل كننده‌هاي عضلاني ، خواص ضعيف نيكوتيني آنتي كونيرژيك دارند. شل كننده‌هاي عضلاني معمولاً آثار محدودي روي آزمايشات اتونوم دارد اما بطور ايده‌آل بهتر است بيماران در طي 48 ساعت قبل از انجام اين آزمايشات از مصرف آنها خودداري نمايند. Capsaicin موضعي، توسط تحريك ترشح ماده P باعث ايجاد التهاب عصبي تغيير دهندة تون و ازوموتور و به مقدار كمتري تون سردوموتور خواهد شد. اين دارو نيز بهمين جهت بايد قبل از انجام آزمايش قطع شود.
مخدرها گشادكننده عروق بوده و بوسيله تحريك ترشح هيستامين باعث تعريق مي‌شوند. مخدرها در افرادي كه بطور مزمن از دزهاي ثابتي از انواع طولاني اثر آنها استفاده مي‌كنند مي‌توانند ادامه داده شوند. انواع كوتاه اثر آنها بايد قطع شوند،‌ اما پديدة قطع ناگهاني نيز مي‌تواند روي پاسخ آزمايشات تأثير بگذارد. داروهايي كه مي‌توانند ادامه داشته باشند عبارتند از داروهاي ضد تشنج مثل كار با مازيين، والپرونيك اسيد و گابانپتين و ثابت كننده‌هاي غشاء مانند مگزيلتين و ليتيم.
تستهاي اختصاصي
تست يا آزمايش كميتي رفلكس آكسون سوروموتور (QSART)
روش‌هاي متعددي براي تجسم قطرات عرق، نقشه برداري از غدد عرق و تخمين توليد عرق توسط تغييرات در پتانسيل پوست توصيف شده‌اند. اكثر اين روش‌ها با ابداع QSART منسوخ شده ا ند. QSART تداوم و انسجام هم قوس رفلكس اكسون و هم غدد عروق در لايه درم را اندازه‌گيري مي‌نمايد. فيبرهاي سودومولوز پس عقده‌اي سمپاتيك توسط يونتوفورزاستيل كولين در داخل پوست فعال مي‌شوند. ايمپالس فوق به اولين محل انشعاب منتشر شده و سپس به پوست باز مي‌گردد تا غدد عرق مربوطه را تحريك نمايد.
وسايل و تجهيزاتي كه براي اين آزمايش لازم است عبارتند از يك كپسول سه محفظه اي، يك جريان ثابت N2 جهت تبخير عرق يك منتقل كنندة حرارت جهت تشخيص تغييرات رطوبتي جريان N2 برگشتي و يك منبع جريان مداوم براي يونتوفورز.
ACL بداخل يك كمپارتون يونتوفورز شده و خروجي عرق نيز در آپارتماني ديگر اندازه‌گيري مي‌شود. يك محلول 15 درصد استيل كولين بداخل آپارتمان اول و يك جريان ثابت 2 ميلي آمپري براي مدت 5 دقيقه ايجاد مي‌شود. پس از قطع تحريك، خروجي عرق براي 5 دقيقه ديگر نيز اندازه‌گيري مي‌شود پس از اينكه يك خط پايه ثابت بدست آمد، چهار منطقه مختلف همزمان امتحان مي‌شوند. قسمت مديال و ديستال ساعد، قسمت پروگرنمايي ولترال پا،‌ قسمت مديال و ديستال پا و دورلوم پا.
اختلالاتي كه ممكن است يافت شوند عبارتند از: 1) كاهش و يا قطع خروجي كه اكثراً در نوروپاتي‌هاي فيبرهاي كوچك ديده مي‌شود. 2) فعاليت تعريقي مداوم. تداوم تعريق پس از قطع تحريك نشان دهندة افزايش فعاليت غدد عرق است. ميزان بيش از حد عرق در حالت استراحت نيز همين معنا را دارد. كاهش تأخير در توليد عرق (كمتر از 30 دقيقه) در اثر يك رفلكس تشديد يافته سوماتولنسوري در اثر كاهش آستانه فعاليت فيبرهاست. هنگامي كه اين اختلالات در نوروپاتي‌هاي دردناك ديده مي‌شوند، آزمايش دليلي است از فعاليت بيش از حد فيبر سمپاتيك.
پاسخ سمپاتيك پوست كه بطور گسترده‌اي در گذشته از آن استفاده مي‌شد، همچنان در مورادي كه QSART در دسترس نمي‌باشد انجام مي‌پذيرد. توسط اندازه گيري تغييرات در مقاومت پوستي پس از يك تحريك الكتريكي اتفاقي اين آزمايش اندكسي از تعريق بدست مي‌دهد. با اين وجود اين تعريق غير مرتبط به ترمورگولاتوري است و در كف دست و پا ديده مي‌شود، خصوصيات فارماكولوژيك و فيزيولوژيك آن متفاوت بوده و شامل فيبرهاي آوران سوماتيك نيز ديده مي‌شود. حساسيت و اختصاصيت آن نيز از روش QSART پائين‌تر است.
توليد عرق در استراحت (RSO)
براي انجام اين آزمايش احتياج به هيچ تحريكي نمي‌باشد. ثبت همزمان دو طرفه در نقاط استانداردي مانند نقاط زير بطور همزمان انجام مي‌شود، در اندام فوقاني: ساعد ديستال و مديال و برجستگي هيپوتناز، در اندام تحتاني: مديال ديستال پا بالاي ماسئول و دور سوم پا. اندازه گيري عرق مانند روش QSART مي‌باشد اما در اين آزمايش از كپسولهاي بزرگتر استفاده مي‌شود. RSO در طي 5 دقيقه ثبت مي‌شود چون معمولاً در طي اين زمان به «وضعيت» ثابتي مي‌رسد. اندازه‌گيري در دقيقة آخر توليد عرق انجام مي‌شود.
تست ترمورگولاتوري عرق (TST)
اين آزمايش تمام مسير سوروموتور ترمورگولاتوري را بررسي مي‌نمايد. اين تست مكمل خوبي براي QSART براي افتراق اختلالات پيش و يا پس عقده‌اي مي‌باشد. اختلالات نورولوژيك‌، داروها، و شرايط پوستي در اكثر نتايج غير نرمال دخالت دارند. اين تست بر اساس نسبت تعريق و افزايش درجه حرارت محوري بدن انجام مي‌شود. افزايش درجه حرارت توسط هيپوتالاموس احساس شده و راههاي سودوموتور سمپاتيك را فعال مي‌نمايد. پس از انس‌گيري مناسب، بيمار را عريان كرده و بدن او را به پودر قرمز آليزاين آغشته مي‌نمايند. وقتي كه اين پودر مرطوب شود رنگش از نارنجي به بنفش تغيير مي‌يابد. يك پروب حرارتي درون دهان بيمار قرار داده مي‌شود تا درجه حرارت محوري را اندازه گيري نمايد،‌ پروب ديگري نيز روي پوست قرار مي‌گيرد. پروب روي پوست جهت اندازه‌گيري افزايش حرارت سطحي بوده و مي‌تواند خود باعث جراحات پوستي و همچنين توليد عرق غير ترمورگولاتوري در اثر درد شود. بيمار وارد يك محفظة بسته مي‌شود كه توسط اشعه مادون قرمز گرم شده و رطوبت و نيز درجه حرارت محيطي در آن كنترل مي‌شوند (35-40 درصد رطوبت و 45 تا 50 درجه سانتي‌گراد درجه حرارت محيط). جهت ايجاد حداكثر پاسخ تعريق، بيماران را تا حدي گرم مي‌كنند كه درجه حرارت محوري بدنشان يك درجه افزايش بيابد و يا اينكه به 38 درجه سانتي‌گراد برسد. (هر كدام زودتر) اگر تعريق بيش از حد بوجود بيايد آزمايش متوقف خواهد شد. از بيماران عكسبرداري شده و توسط اسكن كامپيوتري مناطق بدون تعريق و يا كم تعريق مشخص شده و به صورت درصدي از سطح بدن اعلام مي‌شود.
پاسخ‌ها و نتايج غير طبيعي آزمايش TST به صورت زير طبقه‌بندي مي‌شوند:
هيپو / آنهيدروز مي‌تواند در انواع مختلفي بروز نمايد:
- ديستال (شامل انگشتان پا، پا از زير زانو، انگشتان دست و در موارد شديدتر قسمتهاي تحتاني قدام شكم و پيشاني): بطور معمول در نوروپاتي‌هاي محيطي ديده مي‌شوند.
- فوكال: مطابق با گسترش درماتومي و يا نقشة توزيع عصبي. مي‌تواند همچنين در نواحي ايزوله پوستي نيز ديده شود.
- سگمنتال: معمولاً بزرگتر از انواع فوكال بوده و مطابق با توزيع و گسترة سمپاتيكي است (چنين حالتي ممكن است پس از سمپاتكتومي‌ها ديده مي‌شود.
- رژيونال: عدم تعريق وسيع اما كمتر از 80 درصد سطح بدن كه توسط نواحي كم تعريق احاطه شده كه نهايتاً به نواحي نرمال ختم مي‌شوند.
- گلوبال: عدم تعريق منتشر با بيش از 80 درصد سطح بدن (معمولاً نوع پيشرفته مدل قبلي)، چنين حالتي در آتروفي‌هاي چند سيستمي (MSA) و يا نارسايي پيشروندة اتونوم (PAF) ديده مي‌شود.
- مخلوط: نوعي كه قابل تقسيم‌بندي در هيچ يك از موارد بالا نمي‌باشد.
پر تعريقي نيز ممكن است اتفاق بيفتد و به روش زير طبقه‌بندي مي‌شود:
- اوليه (ايدپوپاتيك)
- چراني (دور ضايعه)، همراه با هيپررفلكسي اتونوم
فعاليت وازوموتور
آزمايشاتي كه جهت بررسي فعاليت وازوموتور كارديوواگال اكارديوسمپاتيك و آدرنرژيك انجام مي‌گيرند بر اساس قوس رفلكس‌هايي است كه از گيرنده‌هاي كششي موجود در ريه‌ها (رفلكس Bainbridge) و گيرنده‌هاي فشاري موجود در دهليزها و عروق بزرگ (آئورت‌، كاروتيدها) منشأ مي‌گيرند. فيبرهاي آوران همگي در مدولاي و تترولترال سيناپس مي‌كنند. شاخة وابران رفلكس باعث تغيير ضربان قلب و فشار خون شده و مي‌تواند بطور غير تهاجمي با استفاده از يك پروب انگشتي و با تكنيك فوتوپلتيسموگرافي اندازه گيري شود. يك بررسي اتونوم عبارت است از انجام سه آزمايش (تنفس عميق، مانوروالسالوا، تست tilt) كه آناليز آنها امكان بررسي كامل اين فعاليت‌ها را مي‌دهد.
جريان خون نيز توسط تكنيك‌هايي مانند پروب‌هاي داپلر اندازه‌گيري مي‌شود. اين روش‌ها بسيار حساس اما در عين حال مستعد اشتباه مي‌باشد.
نوسانات بزرگي مي‌توانند در اثر حتي كوچكترين تحريك محيطي نيز ايجاد شوند. براي اين تست احتياج به يك محيط كاملاً كنترل شده، يك تكنسين مجرب، و يك بيمار با همكاري كامل نياز است كه در عمل اين آزمايش را غير ممكن مي‌سازد.
بررسي غير مستقيم فعاليت وازوموتور توسط اندازه‌گيري‌هاي حرارتي بيشتر متداول مي‌باشند. ترمومتري مادون قرمز و تله ترموگرافي بطور گسترده‌اي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. مقايسة فصل به فصل و به ترتيب مناطق غير قرينه كه جهت آناليز نتايج استفاده مي‌شوند. اختصاصيت و حساسيت اين روش‌ها كافي نبوده و به تنهايي كاربرد باليني بسيار محدودي دارند.
مهم‌ترين انديكاسيون براي بررسي و مطالعة فعاليت وازوموتور نوع يك سندرم موضعي كمپلكس درد (CRPS1) و يا دستيروفي سمپاتيك رفلكس (RSD) مي‌باشند. متأسفانه،‌ علايم بيماري در طي زمان تغيير كرده و مي‌توانند تغييرات روزانه داشته باشند. سعي براي تحريك بيماران جهت بروز آسيمتري (مانند غوطه‌ور شدن در آب يخ) صورت گرفته است. چنين مانورهايي معمولاً زمان‌گير بوده و براي بيماران دردناك مي‌باشند،‌ پاسخ‌هاي سوماتوسمپاتيك نيز ممكن است ايجاد شوند كه تفسير آزمايشات را مشكل مي‌سازند. نظر به اين كه تشخيص بر اساس كشف آسيمتري است، يك سندرم دو طرفه معمولاً براي تشخيص بسيار مشكل خواهد بود،‌ مگر اين كه علايم بسيار واضحي وجود داشته باشند.
كاربرد در بررسي و ارزيابي درد
آزمايشات اتونوم معمولاً مطمئن و قابل اطمينان مي‌باشند. در مايوكلينيك دو نوع بررسي سيستم اتونوم عرضه مي‌شود. در مجموعة بررسي تست تغيير وضعيت افقي، تنفس عميق، و مانور والسالوا بهمراه QSART انجام مي‌شوند. در بيماران مبتلا به CRPSI، اندازه گيري درجه حرارت، RSO و QSART انجام مي‌شود. TST معمولاً جهت تكميل به اين آزمايشات اضافه مي‌شوند. انجام اين مجموعه آزمايشات در موارد شك به نوروپاتي محيطي و يا جهت رد كردن وضعيت‌هاي همراه انجام مي‌شود. هيچ الگوي خاصي به خودي خود مختص درد مزمن نمي‌باشد. ارتباط بسيار نزديك و قابل توجهي بين بررسي‌هاي باليني و آزمايشگاهي در بيماران مبتلا به CRPS با استفاده از اين مجموعه تستها كشف شده است.
آزمايشات سيستم اتونوم در بررسي دردهاي CRPSI و نيز دردهاي سمپاتيكي بسيار با ارزش هستند. در يك مطالعه آينده‌نگر، Willner و همكارانش نشان داده‌اند كه زمينه‌هاي مختلفي از انبرماليتي در آزمايش QSART مي‌توانند پاسخ به بلوك سمپاتيك در بيماران مبتلا به CRPS-1 پيش‌بيني نمايد. در بيماران با سوزش پا و اريتروملالژي، آزمايشات اتونوم اختلالات ناچيزي را نشان داده‌اند كه مؤيد درگيري انتخابي فيبرهاي كوچك حتي در مواقعي است كه بررسي‌هاي باليني و مطالعات هدايت عصبي نيز طبيعي هستند. در بررسي بيماران دچار سندرم تاكيكاروي و صنعتي، وجود ميگرن در درصد بالاتري از حد انتظار ديده شده است. مطالعات بيشتر نشان دهنده اختلالات آدرنرژيك ناچيزي است كه مؤيد عدم ثبات وازوموتور در ميگرني‌هاست. ساير شرايط دردناك، مانند سندرم ضعف مزمن، همراه با كاهش تحمل ارتوستاتيك مي‌باشند. گزارش‌هاي قديمي نيز در رابطه با آزمايشات غير طبيعي اتونوم يافت شده‌اند كه احتياج به بررسي‌هاي بيشتر جهت تأييد دارند.

مطالب مشابه ...










آزمايش بر روي سيستم عصبي اتونوم

۲۳-۸-۱۳۹۰ ۰۱:۴۵ عصر
جستجو یافتن همه ارسال های کاربر اهدا امتیازاهدای امتیاز به کاربر پاسخ پاسخ با نقل قول
 سپاس شده توسط senior engineer

برای بروز رسانی تاپیک کلیک کنید


مطالب مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  دانلود رایگانپاورپوینت سيستم‌هاي هزينه‌يابي 100 اسلاید ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 204 ۱۳-۱۰-۱۳۹۱ ۰۸:۱۷ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  سيستم حقوق آموزش و پرورش‌ (بخش اول) senior engineer 0 1,503 ۲۸-۷-۱۳۹۱ ۱۲:۱۹ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  سيستم حقوق آموزش و پرورش‌ (بخش دوم) senior engineer 0 542 ۲۸-۷-۱۳۹۱ ۱۲:۱۸ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [مقاله] سيستم تصفيه پساب و فرآوري لجن پالايشگاه ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 800 ۷-۷-۱۳۹۱ ۰۴:۴۵ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله] سيستم انتقال قدرت پيوسته متغير (CVT) ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 166 ۶-۷-۱۳۹۱ ۰۱:۵۰ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  پياده سازي يك سيستم OCR فارسي با استفاده از عملگرهاي مورفولوژي senior engineer 0 229 ۲۶-۶-۱۳۹۱ ۰۸:۵۴ عصر
آخرین ارسال: senior engineer
  [مقاله] تاريخچه سيستم گرمايش از کف ♔ αϻἰг κнаη ♔ 0 984 ۲۶-۶-۱۳۹۱ ۱۲:۵۸ عصر
آخرین ارسال: ♔ αϻἰг κнаη ♔
  [مقاله]  آزمايش تامسون ( محاسبه نسبت بار به جرم الكترون ) ♔ αϻἰг κнаη ♔ 1 135 ۲۵-۶-۱۳۹۱ ۰۷:۰۴ عصر
آخرین ارسال: خاطره بانو
  كاربرد سيستم هاي هوشمند در عمليات امداد،چشم اندازها و چالشها senior engineer 0 186 ۲۵-۶-۱۳۹۱ ۰۷:۳۲ صبح
آخرین ارسال: senior engineer
  سيستم استارت و دينام يكپارچه senior engineer 0 845 ۱۳-۱۰-۱۳۹۰ ۱۲:۱۸ صبح
آخرین ارسال: senior engineer

پرش به انجمن:

کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان